تبلیغات
داستان های كوتاه - لطیفه های تهرانی
داستان های كوتاه
سه شنبه 17 آذر 1388

لطیفه های تهرانی

سه شنبه 17 آذر 1388

نوع مطلب :
نویسنده :FaFa

یه روز یه پیر مرده سوار الاغ اش شده بود و چوپوق می كشید...
چند تا جوون تهرانی بهش گیر میدن میگن عمو جان از چوپوق ات بده الاغ هم بكشه!
پیرمرده مكسی می كنه :میگه الاغ ام بچه تهرونه چوپوق نمی كشه. وینیستون می كشه!!!

به تهرانیه میگن راه های پول در آوردن را بگو!
میگه سه راه برای پولدار شدن وجود داره:
1- بابات برات پول دربیاره.
2- بابای مردم رو در بیاری.
3- بابات در بیاد تا پول در بیاری!

اگر یه مرد درب اتومبیل رو برای همسرش باز كنه شاید:
1- ماشین نو باشه
2- همسرش جدید باشه
3- اون زن همسرش نباشه
4- مرد گاگول یا گلابی باشه!party

تهرانیه به پسرش میگه: پسرم هیچ می دونی ناپلئون وقتی به سن تو بود، شاگرد اول کلاسش بود؟...
پسر به پدر جواب داد: پدر جان هیچ می دونی که ناپلئون وقتی به سن تو بود، امپراتور بود؟!!!!!!
silly

یه تهرانی از یه تركه میپرسه چرا فارسی بلد نیستی ؟
تركه میگه : آخه من حضرت یوسف نیستم كه زبون هر حیوانی رو بفهمم .
raised eyebrow




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.